الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
37
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
اثبات وحدت ماهوى صورت ذهنى و شىء خارجى عاجزند ولى با رد قول به شبح طبعا اين مطلب نيز ثابت مىشود . پس گرچه براهين اثبات وجود ذهنى مستقيما قادر به اثبات وحدت ماهوى صورت ذهنى و شىء خارجى - ذى الصوره - نيستند ، اين مطلب بهطور غيرمستقيم اثبات مىگردد . 1 - 6 : برهان اوّل در اين برهان ، ابتدا ، ثابت مىكنند كه ماهيّات اشيا در نفس انسان موجودند و سپس ، باتوجه به اينكه نفس خود مىتواند داراى دو مرتبه باشد : مرتبهء ذهن و مرتبهء خارج ، ثابت مىكنند كه اين ماهيّات در مرتبهء ذهن نفساند ، نه در مرتبهء خارج آن . دو مقدمه در اين برهان به كار رفته است : مقدمهء اوّل : ماهيات اشيا به صورت كلى و صرف به نحوى موجودند . برهان بر اثبات اين مقدمه خود مبتنى بر دو مقدمه است : الف ) ما ماهيات اشيا را به صورت كلى و صرف تصور مىكنيم ، مثل ماهيت انسان و اسب و درخت ، و بر آنها حكم مىكنيم به اينكه انسان متصوّر ما كلى و صرف است ، اسب متصوّر ما كلى و صرف است ، درخت متصوّر ما كلى و صرف است . ب ) متصوّر ما در ظرفى كه حكم بر آن شده است ، يعنى در ظرف نفس و وجدان ما ، به نحوى ثبوت دارد ، زيرا ثبوت شيء لشيء في ظرف مّا فرع ثبوت المثبت له في ذلك الظرف . نتيجهء دو مقدمهء الف و ب اينكه انسان ، اسب و درخت متصوّر ما در ظرف نفس و وجدان ما به نحوى موجودند ؛ به تعبير كلى ، ماهيات اشيا به صورت كلى و صرف به نحوى موجودند : و البرهان على ثبوت الوجود الذهنيّ أنّا نتصوّر هذه الامور الموجودة في الخارج ، كالانسان و الفرس مثلا ، على نعت الكلّيّة و الصرافة و نحكم عليها بذلك و لا نرتاب أنّ لمتصوّرنا هذا ثبوتا مّا في ظرف وجداننا و حكمنا عليه بذلك ، فهو موجود بوجود مّا . مقدمهء دوم : ماهيات اشيا به صورت كلى و صرف در خارج موجود نيستند . دليل اثبات اين مقدمه اينكه اولا ، وجود خارجى مساوق با تشخص است ، بنابراين ممكن نيست شيئى در خارج كلى باشد و ثانيا ، هيچ ماهيتى در خارج به صورت صرف ، يعنى غير مخلوط با ساير ماهيات ، يافت نمىشود ؛ مثلا ، ماهيت انسان در خارج با ماهيت رنگ ، شكل ،